شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۷۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه پشت پای بر اندیشه می توانم زدنه این درخت غم از ریشه می توانم زد
۲
به خصم گل زدن از دست من نمی آیدوگرنه بر سر خود تیشه می توانم زد
۳
خوشم به زندگی تلخ همچو می، ورنهبرون چو رنگ ازین شیشه می توانم زد
۴
چه نسبت است به میراب جوی شیر مرا؟به تیشه من رگ اندیشه می توانم زد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth