خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۸۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز آه من دل سنگین یار می لرزدز برق تیشه من کوهسار می لرزد
۲
به راز عشق دل بیقرار می لرزدمحیط بر گهر شاهوار می لرزد
۳
در آب آینه لنگر فکند پرتو مهردل من است که بر یک قرار می لرزد
۴
ز خویش بار بیفشان که تا ثمر داردچو برگ بید دل شاخسار می لرزد
صفحهٔ ۱ از ۴