شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۸۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نفس به سینه ام از اضطراب می سوزدچنان که تیر شهاب از شتاب می سوزد
۲
ز قید عقل در اقلیم عشق فارغ باشکه سایه در قدم آفتاب می سوزد
۳
طراوت تو کند سبز تخم سوخته راخوش آن کتان که درین ماهتاب می سوزد
۴
ز خون سوختگان عشق مجلس افروزستچراغ شعله به اشک کباب می سوزد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth