خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۸۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگه ز دیده من اشکبار برخیزدنفس ز سینه من زخمدار برخیزد
۲
هزار میکده خون حلال می بایدکه نرگس تو ز خواب خمار برخیزد
۳
بر آبگینه من گرد راه افشانددرین خرابه ز هر جا غبار برخیزد
۴
اگر قدم به تماشای طور رنجه کنیبه پیش پای تو بی اختیار برخیزد
صفحهٔ ۱ از ۳