شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۸۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عرق نه از رخ آن گلعذار می ریزدستاره از فلک فتنه بار می ریزد
۲
گره به رشته پرواز من گلی زده استکه از نسیم توجه ز بار می ریزد
۳
بنای زندگی خضر هم به آب رسیدهنوز از لب تیغش خمار می ریزد
۴
حذر ز صحبت ناجنس حرز عافیت استکه خون ز سر انگشت خار می ریزد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth