خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۸۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فغان که هستی ما خرج آشنایی شدبهار عمر به تاراج بینوایی شد
۲
چو وحشیای که گرفتار در قفس گرددتمام عمر در اندیشه رهایی شد
۳
درین قلمرو پرصید از نگونبختیدرازدستی ما ناوک هوایی شد
۴
شناوری است که بستند سنگ بر پایشمجردی که گرفتار کدخدایی شد
صفحهٔ ۱ از ۳