خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۸۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قد تو سرو چمن را پیاده می داندرخ تو چهره گل را گشاده می داند
۲
کمان نرم ترا هر که چاشنی کرده استکمان سخت فلک را کباده می داند
۳
بودتمام به میزان عقل سنگ کسیکه ناقصان را برخود زیاده می داند
۴
اگر به خاک برابر شود زبیقدریسخن سوار فلک را پیاده می داند
صفحهٔ ۱ از ۲