شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۹۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مه طلعتی و شهره قبایی بدیده‌ایخوبی و آتشی و بلایی بدیده‌ای
۲
چشمی که مستتر کند از صد هزار میچشمی لطیفتر ز صبایی بدیده‌ای
۳
دولت شفاست مر همه را وز هوای اودولت پیش دوان که شفایی بدیده‌ای
۴
سایه هماست فتنه شاهان و این هماجویای شاه تا که همایی بدیده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth