خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۹۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای عشق کز قدیم تو با ما یگانهاییک یک بگو تو راز چو از عین خانهای
۲
از بیم آتش تو زبان را ببستهایمتا خود چه آتشی تو و یا چه زبانهای
۳
هر دم خرابیی است ز تو شهر عقل راباد چراغ عقلی و باده مغانهای
۴
یا دوست دوستی تو و یا نیک دشمنییا در میان هر دو تو شکل میانهای
صفحهٔ ۱ از ۲