خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۹۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هزار نقش مخالف به کار ما کردندچها به آینه بی غبار ما کردند
۲
به این بهانه که خاری برآورند از دلهزار زخم نمایان به کار ما کردند
۳
شد از خرابی ما سیل ناامید آن روزکه خاکساری ما را حصار ما کردند
۴
شده است دامن ما همچو دامن کهسارز بس که سنگ ملامت به کار ما کردند
صفحهٔ ۱ از ۲