خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۹۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آن گروه که تن راز عشق جان سازندزمین خویش به تدبیر آسمان سازند
۲
جماعتی که به تن از جهان جان سازندبه تخته پاره ای از بحر بیکران سازند
۳
چه فارغند ز اندیشه شراب وکبابجماعتی که به دلهای خونچکان سازند
۴
زسایه روی زمین را به پرنیان گیرماگر همای مرا سیر از استخوان سازند
صفحهٔ ۱ از ۳