خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۹۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان خاک آن مهی که خداش است مشتریآن کس ملک ندید و نه انسان و نی پری
۲
چون از خودی برون شد او آدمی نمانداو راست چشم روشن و گوش پیمبری
۳
تا آدمی است آدمی و تا ملک ملکبستهست چشم هر دو از آن جان و دلبری
۴
عالم به حکم او است مر او را چه فخر از اینچون آن او است خالق عالم به یک سری
صفحهٔ ۱ از ۳