خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۹۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر چه دیده به خواب از صدای آب رودمرا ز قلقل مینا ز دیده خواب رود
۲
کشد به رحمت حق دل زیاده عاصی راکه سیل تیره به دریا به اضطراب رود
۳
فغان که آتش بی زینهار عارض اوامان نداد که خون از دل کباب رود
۴
به محفلی که تو رخ نقاب برداریز چشم آینه بی اختیار آب رود
صفحهٔ ۱ از ۴