شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۹۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش آن که ز آتش تب شعله اثر برودرخ تو در عرق سرد و گرم وتر برود
۲
رگ تو جاده خون معتدل گرددزبان گزیده به یک گوشه نیشتر برود
۳
تبی که برسمنت رنگ ارغوانی بستز پیش شعله خوی تو چون شرر برود
۴
لب تو عقده تبخاله واکند از سرستاره سوخته ای چند از شرربرود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth