خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۹۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو غنچه هر که درین گلستان گشاده شودمرا به خنده شادی دهان گشاده شود
۲
ز تنگ گیری گردون مدار دل را تنگکه دل گشاده چو گردد جهان گشاده شود
۳
به روی دولت بیدار در مبند از خوابکه وقت صبح در آسمان گشاده شود
۴
گرفتم این که کند رخنه در فلک آهمز رخنه های قفس دل چسان گشاده شود
صفحهٔ ۱ از ۲