خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۰۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رسید جان به لبم تا به لب شراب رسیدگسیخت ریشه این نخل تا به آب رسید
۲
به دوستان هوایی مبند دل زنهارکه چشم بد به شراب من از حباب رسید
۳
ز نارسایی بخت سیاه در عجبمکه چون ز کوه صدای مرا جواب رسید
۴
گشود دفتر انصاف خط مهیا شوکه بیحساب ترا نوبت حساب رسید
صفحهٔ ۱ از ۳