شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۰۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کنون که ناخن تدبیر من شکسته دمیدز چشم آبله ام خار دسته دسته دمید
۲
درین چمن که گلش خار در بغل داردخوشا کسی که چو بادام چشم بسته دمید
۳
بغیر داغ که صد برگ گشت از ناخنچه گل مرا دگر از طالع خجسته دمید
۴
ز تنگ گیری این روزگار در عجبمکه صبح خنده چسان از دهان پسته دمید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth