خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۰۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از چشم ودل کی آن گل سیراب بگذردخودبین کجا ز آینه وآب بگذرد
۲
در سینه های صاف نگیرد قرار دلزود از بساط آینه سیماب بگذرد
۳
چون آب شور کام جهان تشنگی فزاستسیراب تشنه ای که ازین آب بگذرد
۴
در جوی شیر کاسه به خون جگر زنداز می کسی که شب مهتاب بگذرد
صفحهٔ ۱ از ۳