شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۰۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آیینه کی به چهره شبنم فشان رسدچون آب ایستاده به آب روان رسد
۲
ابروی شوخ اوست ز مژگان زننده تراز تیر پیشتر به هدف این کمان رسد
۳
خط تو مومیایی صد دلشکسته شدحاشا که چشم زخم به این دودمان رسد
۴
زینسان که کرده اند گرانبار خویش رارهزن مگر به داد دل کاروان رسد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth