خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۰۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر ناله کی به خلوت جانانه می رسدآنجا کمند نعره مستانه می رسد
۲
دل را گناه نیست در افشای راز عشقبوی کباب زود به هر خانه می رسد
۳
مردانه است چرخ در آزار اهل دلزور نه آسیابه همین دانه می رسد
۴
از مهروماه دیده یعقوب فارغ استاز غیب روشنایی این خانه می رسد
صفحهٔ ۱ از ۳