خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۰۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگز به چشم شوخی ابرو نمیرسدپای به خواب رفته به آهو نمیرسد
۲
با صد زبان چگونه شود یک زبان طرفگفتار لب به چشم سخنگو نمیرسد
۳
یک شب زیاده خوبی پا در رکاب نیستهرگز هلال عید به ابرو نمیرسد
۴
از موج حسن باده یکی میشود هزاراز خط کدورتی به لب او نمیرسد
صفحهٔ ۱ از ۴