شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۰۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زین درد بی شمار که دل را نصیب شدخواهد زراه تجربه آخرطبیب شد
۲
نتوان نگاه داشت به زنجیر در بهشتچشمی که آشنا به خط دلفریب شد
۳
غیرت به بی نیازی من می برند خلقتا درد بی دوای تو ما را نصیب شد
۴
تیغ برهنه فلک از شرم غمزه اتزندانی نیام چو تیغ خطیب شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth