شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا چهره تو از می گلرنگ آل شدشبنم به روی گل عرق انفعال شد
۲
در هر نظاره یک سروگردن شود بلندهر کس که محو قامت آن نونهال شد
۳
کوتاهی حیات ز اظهار زندگی استزان خضر دیر ماند که پوشیده حال شد
۴
در یک دو هفته از نظر شور ناقصانماه تمام پا به رکاب هلال شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth