شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۱۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مستانه سرو قامت او در خرام شدطوق گلوی فاختگان خط جام شد
۲
هر چند عشق دشمن کام است ازان دولبقانع نمی توان به جواب سلام شد
۳
شد شوق من به الفت لیلی یکی هزارهر وحشیی که با من دیوانه رام شد
۴
صید حرم نیم به چه جرم ای فرشته خویآب حلال تیغ تو بر من حرام شد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth