شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۱۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
انگور ما رسید و به خم رفت وباده شدشکر خدا که عقده مشکل گشاده شد
۲
قدر سخن بجا چو بود بیش می شودنازل شود بهای نگین چون پیاده شد
۳
فرش است نور زنده دلی در سرای منتا لوح من چو آینه از نقش ساده شد
۴
دامن شود بر آتش یعقوب پیرهناز نامه شوق من به عزیزان زیاده شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth