شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۱۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از روی درد هر که ز دل آه می کشدبی چشم زخم یوسفی از چاه می کشد
۲
بی آه گرم نیست دل دردمند عشقشمعی که روشن است مدام آه می کشد
۳
در زلف دود شعله حصاری نمی شودبیهوده ابر پرده در آن ماه می کشد
۴
شمع که دیده است سرانجام خامشیگردن در انتظار سحرگاه می کشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth