خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۱۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون چشم خوابناک که شوخی ازو چکداز آرمیدن دل من جستجو چکد
۲
آب حیات در قدح خضر خون شودروزی که آب تیغ مرا در گلو چکد
۳
از آب خضر تشنه لبان را شکیب نیستمشکل که خونم از دم شمشر او چکد
۴
صد پیرهن عرق کند از پاکدامنیشبنم اگر به دامن آن گل فروچکد
صفحهٔ ۱ از ۳