خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۱۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در کوی عشق بر رخ کس در نبستهانداین در به روی مومن و کافر نبستهاند
۲
در پله صفای نظر خوب و بد یکی استبر هیچ روی آینه را در نبستهاند
۳
خود بین نمیشود نرود خشک لب به خاکاین سد همین به روی سکندر نبستهاند
۴
با آتشین نفس چه کند مهر خاموشیهرگز به موم روزن مجمر نبستهاند
صفحهٔ ۱ از ۲