شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۱۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلهاکه جا به زلف معنبر گرفته اندبی انتظاردامن محشر گرفته اند
۲
جمعی که برده اند سر خود به زیر بالنه بیضه فلک به ته پر گرفته اند
۳
یک جا قرار دولت دنیا نمی کندآب حیات را ز سکندر گرفته اند
۴
پیش کسی دراز نسازند میکشاندستی که چون سبو به ته سر گرفته اند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth