خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۱۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگز عنان رشته به گوهر نداده اندشوخی ز حد مبر که ترا سر نداده اند
۲
رخساره اش ز سیلی دریا سیه شده استاین اعتبار مفت به عنبر نداده اند
۳
بخشیده اند چون دل خرسند نعمتیدرویش را که نعمت دیگر نداده اند
۴
از بر گریز حادثه آزاد کرده اندهر چند همچو سرو مرا بر نداده اند
صفحهٔ ۱ از ۳