خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۱۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آفتاب چاشنی صبح شد بلندعمر دوباره یافت ز راه گداز قند
۲
بگذار تا به داغ رهایی شود کبابصیدی که همچو تاب نپیچد بر آن کمند
۳
ما را چه نسبت است به مجنون که جوش مانگذاشت گردباد ز هامون شود بلند
۴
از روی گرم شکوه ما می شود تمامیک ناله است سرمه آواز این سپند
صفحهٔ ۱ از ۲