شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۱۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این غافلان که دست به پیمانه می‌برنداز چشم شیر شمع به کاشانه می‌برند
۲
جان چون کمال یافت نمانند در بدنانگور چون رسید به میخانه می‌برند
۳
چندین هزار ملک سلیمان به باد رفتموران همان به خانه خود دانه می‌برند
۴
گردون ستم به خانه خرابان فزون کندجای خراج گنج ز ویرانه می‌برند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth