خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۱۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
معشوق کی زاهل هوس یاد می کندشکر کجا ز مور ومگس یاد می کند
۲
مرغی که شد زکاهلی از دست دانه خواردر آشیان ز کنج قفس یاد می کند
۳
همت ز عاجزان طلبد ظلم وقت عزلچون شعله شد ضعیف زخس یاد می کند
۴
پیچد به دست وپای چو زنجیر ناقه رااز بازماندگان چو جرس یاد می کند
صفحهٔ ۱ از ۲