شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۱۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مخمور را نگاه تو سرشار می‌کندبدمست را عتاب تو هشیار می‌کند
۲
آیینه را که مست شکر خواب حیرت استمژگان شوخ چشم تو بیدار می‌کند
۳
خال تو هر زمان به دلی می‌کند قراراین نقطه بین که دور چو پرگار می‌کند
۴
هر عزلتی مقدمه کثرتی بودیوسف ز چاه روی به بازار می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth