خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۱۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مست است وخنده بر من مهجور می کندکان نمک ببین چه به ناسور می کند
۲
درفکر دانه دزدی خالش گداختمدامم به خاک نقش پی مور می کند
۳
ما صلح می کنیم به یک کوکب از فلکخرمن چرا مضایقه با مور می کند
۴
نزدیک او اگرچه مرا راه حرف نیستاما نگاهبانیم از دور می کند
صفحهٔ ۱ از ۲