خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۱۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حیران عشق او زر وگوهر چه می کندآن را که آرزو نبود زر چه می کند
۲
یک دل بجان رساند من دردمند رابا صد دل شکسته صنوبر چه می کند
۳
عاشق ز سرد مهری ایام فارغ استفصل خزان به چهره چون زر چه می کند
۴
جسم نزار جامه فتح است مرد راشمشیر مو شکاف به جوهر چه می کند
صفحهٔ ۱ از ۲