خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۰۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بازرهان خلق را از سر و از سرکشیای که درون دلی چند ز دل درکشی
۲
ای دل دل جان جان آمد هنگام آنزنده کنی مرده را جانب محشر کشی
۳
پیرهن یوسفی هدیه فرستی به ماتا بدرد آفتاب پیرهن زرکشی
۴
نیزه کشی بردری تو کمر کوه راچونک ز دریای غیب آیی و لشکر کشی
صفحهٔ ۱ از ۳