شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۲۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ریزش چو شیشه هرکه به آوازه می کنددر هرپیاله زخم مرا تازه می کند
۲
از صحبت آن که خاطر جمع است مطلبشسی پاره را به تفرقه شیرازه می کند
۳
رخسار چون بهشت تو در هر نظاره ایایمان من به خلد برین تازه می کند
۴
امشب کراست عزم تماشای ماهتابکز هاله مه تهیه خمیازه می کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth