خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۲۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حاشا که خلق کار برای خدا کنندتعظیم مصحف از پی مهر طلا کنند
۲
این جامه حریر که مخصوص کعبه استپوشند اگر به دیر به او اقتدا کنند
۳
شکر به کام زاغ فشانند بی دریغدر استخوان مضایقه هابا هما کنند
۴
چون اژدها کلید در گنج گوهرندوز بهر نیم حبه جدل با گدا کنند
صفحهٔ ۱ از ۳