شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۲۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی یاد زلفش از دل بی کینه می روداز یاد طفل کی شب آدینه می رود
۲
دارد هنوز شرم حضور مرا نگاهپنهان ز من به خانه آیینه می رود
۳
هر چند بر رخش در دل باز می کنندزاهد همان به مسجد آدینه می رود
۴
عمری است تا چو نافه بریدم ازان غزالخونم همان ز خرقه پشمینه می رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth