شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۲۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک شب نمی رود که دل از جا نمی رودآهم به سیر عالم بالا نمی رود
۲
جایی نمی روی که دل بدگمان منتا بازگشتن تو به صد جا نمی رود
۳
آب حیات آتش افسرده، دامن استمجنون عبث به دامن صحرا نمی رود
۴
ای اشک شوخ چشم، به رفتن شتاب چیستیوسف چنین ز پیش زلیخا نمی رود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth