شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۲۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
طغیان نفس بیش به وقت غنا شودمار ضعیف بر سر گنج اژدها شود
۲
از بوی پیرهن گذرد آستین فشاناز دست هر که دامن فرصت رها شود
۳
چون تیر راست، گرد هدف می کند طوافاز بار درد قامت هر کس دو تا شود
۴
ساز سیاه، دیدن همکار سینه راآیینه چون به آب رسد بی صفا شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth