شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۲۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل از هجوم نشتر آزار وا شودچون غنچه ای که در بغل خار وا شود
۲
هر دیده نیست محرم آن چاک پیرهنتا بر رخ که این در گلزار وا شود
۳
همتاب شد چو رشته، یکی زود می شودمشکل که از میان تو زنار وا شود
۴
باشد همان به حسرت آن چشم نیمخوابچشمم اگر به دولت بیدار وا شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth