شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۲۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل چون کمال یافت سخن مختصر شودلب وا نمی کند چو صدف پر گهر شود
۲
آیینه شکوه بیهده از زنگ می کنداینش سزاست هر که پریشان نظر شود
۳
این بیغمی که در دل سنگین توست فرشاز زور خنده چشم تو مشکل که تر شود
۴
تلخی نمی کشد چو صدف در میان بحرقانع ز ابر هر که به آب گهر شود
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth