شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۲۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از آه دل سرآمد ارباب غم شودمیدان از آن کس است که صاحب علم شود
۲
هر سر سزای افسر بخت سیاه نیستاین تاج از سری است که شق چون قلم شود
۳
این جسم چون سفال که سنگ است ازو دریغگر پروری به خون جگر، جام جم شود
۴
در گوش چرخ حلقه مردانگی شوداز بار درد قامت هر کس که خم شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth