خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۲۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در هر دلی که ریشه غم زعفران شودخندان چگونه از می چون ارغوان شود
۲
از کوه غم شود دل افگار من سبکبار گران به کشتی من بادبان شود
۳
دریا شود ز گریه رحمت کنار مناز چشم هر که قطره اشکی روان شود
۴
در تیغ زهر داده امید حیات هستبیچاره آن که زخمی تیغ زبان شود
صفحهٔ ۱ از ۲