خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۲۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صد شِکوه به جا ز دلم جوش میزندشرم حضور مانع اظهار میشود
۲
گر صاف شد کلام تو صائب غریب نیستاشک سحاب گوهر شهوار میشود
۳
لعل تو چون به خنده گهربار میشوداین نه صدف پر از در شهوار میشود
۴
از خار پا مدزد که این عاقبت بخیرچون دور میزند گل بیخار میشود
صفحهٔ ۱ از ۵