خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۲۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل روشن از ریاضت بسیار میشودآهن ز صیقل آینهرخسار میشود
۲
از حسن اتفاق ضعیفان قوی شوندپیوسته شد چو مور به هم مار میشود
۳
سیم و زر خسیس به کوری شود تلفنقد ستاره خرج شب تار میشود
۴
با تشنگی بساز که در تیغ آبدارجوهر تمام ریشه زنگار میشود
صفحهٔ ۱ از ۳