شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۲۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل بی غبار از لب خاموش می شوداز جوهر آب آینه خس پوش می شود
۲
بی مغز را کند دهن بسته مغزدارخوان تهی نهفته به سرپوش می شود
۳
در هر کجا فسانه چشم تو سر کنندچشم غزال، خواب فراموش می شود
۴
از صبح اگر خموش شود شمع دیگرانروشن دلم ز صبح بناگوش می شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth