شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۰۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جای دگر بوده‌ای زانک تهی روده‌ایآب دگر خورده‌ای زانک گل آلوده‌ای
۲
مست دگر باده‌ای کاحمق و بس ساده‌ایدل چه بدو داده‌ای رو که نیاسوده‌ای
۳
گنج روان در دلت بر سر گنج این گلتگیرم بی‌دیده‌ای آخر نشنوده‌ای
۴
چیست سپیدی چشم از اثر نفس و خشمچون پی دارو ز یشم سرمه دهی سوده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth